![]() |
![]() |
|
|
نمی دانم...
نمی دانم دنیا کی تمام می شود تا دیگر این همه گناه کار را نبینم و از این همه نامردی دلم نگیرد. اگر نمی دانم دنیا کی به اخر می رسد ، حداقل می دانم انسان بودن با بشر بودن چقدر فرق دارد...! اگر روزگار غریبی می کندبه خاطر این است که خیلی ها فکر می کنند که وقت زیادی برای انسان شدن دارند...! می خواهم داد بزنم تا همه صدای مرا بشنوند و بگویم ای کسانی که زنده هستید، ای کسانی که به یاد ثانیه های از دست رفته روی پل تقدیر به انتظار نشسته اید..... وقت زیادی نمانده است..... انسان شوید!!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 13:7 توسط ساناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من تو را دوست دارم هر چند تو نمي داني......!
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 دی 1386 آذر 1386 |
| پیوندها |
|
عاشقانه ها |
|
RSS
|